تبلیغات
! وبلاگ دانشجویان پرستاری اصفهان ! - ............

این گورستان وسیعی که - همچون دنیا در کنار هزاران همسایه و هموطن تنها و ساکت و غریب و بی اشنا شب هایی را و روزهایی را به سر میاورم که دیگر

هر دو برایم هم رنگ است- سخت پریشان میشوم و درد بر اندام استخوانیم پنجه میزند و تو نمیدانی که، در این حال ،کسی که حلقومی برای فریاد کشیدن

ندارد ، دلی برا طغیان کردن ندارد، زبانی برا گفتن ندارد و پایی برای رفتن ندارد ، انگشتی برا نوشتن ندارد، عاجز عاجز عاجز است و ، سراسر ، تبدیل شده

است به اسکلتی از عجز ، شده است مجموعه ی استخوانی ای از عجز، سینه اش ، اندامش ، سرش ، قفسی است که در ان جز بادهای وحشی وحشت

نیست و باد در ان نیز نمی ماند و جز خاک و باد و استخوان ، چیزی نیست .....  برای کسی که ناله نیز نمیتواند ، که حلقوم فریاد ندارد ، قلب عصیان ندارد -

چه میگویم؟ - حتی نمیتواند بلرزد ، اخم کند ، نمیتواند در این خلوت مرگبار تنهایی ، حتی بر پیشانیش مشت بزند ، نمیتواند تحمل کند ، نمیتواند.... بگرید...

نمیدانی برای یک اسکلت درد کشیدن چگونه سخت است! تا کجا سخت است !  نمیدانی گریستن ، برای کسی که حدقه ی چشمش جز دو حفره ی عمیق

و بزرگ پر از خاک نیست ، چه رنج اور است!!!!!!!!!!!!

 

 



تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 | 07:56 ب.ظ | نویسنده : پ.قادری | نظرات

  • نینا چت
  • راسو
  • کارت شارژ همراه اول